تبليغاتX
روبنده

به نام خدایی که هرچند رویش پوشیدست، بویش جهان را معطر ساخته...

من دیگر در ایران زندگی نمی کنم، و از این بابت خدا را شکر می کنم؛

اما هنوز نمی دانم: «چرا ایرانی ها اینطور فکر می کنند؟»

بله؛ به من نامه های محبت آمیز( !!) بسیار نوشتند- در وبلاگهایشان نوشتند که این کار، یک حرکت ساماندهی شده است؛ بله،  ولی خدا شاهد است، جز خدا مرا- در این کار- سامان نداده است. پاک و منزه است کسی که ما را هدایت کرد و اگر هدایت نمی کرد، هدایت نمی شدیم.

ایرانی ها عادت کرده اند به میوه های مصنوعی؛ البته میوه های مصنوعی را روی میز می شود گذاشت اما نمی توان خورد...؛ و بدتر از آن کسانی هستند که فقط در عمرشان، میوه مصنوعی دیده اند- و به همین خاطر مطلب بر علیه میوه جات می نویسند.

ایرانی  ها به صورتهای بدون معنا عادت کرده اند؛  برای همین نمی توانند «معنی های بی صورت» را بفهمند.*

پس بر ما چیست جز این که بر خدا توکل کنیم، زیرا که راه هایش را به ما نشان داد...

من دیگر در این وبلاگ چیزی نمی نویسم....


*می گویم «ایرانی ها» ولی واضح است که منظورم همه ایرانی  ها نیست؛ مثل خدا که می گوید « یهودیان گفتند عزیر پسر خداست» و منظور گروه خاصی از یهودیان است- نه تمام آنها.

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 12:59 توسط لجهت| |
سراينده شاهنامه، افزون بر آرايش هنرمندانه سخن به زيور شرم، همه‏جا بر« پوشيده‏رويى» و « پاكدامنى» و« حجب و حياى» بانوان تأكيد دارد، و اين امر ( با توجه به اينكه فردوسى، گزارشگر تاريخ بوده است) گذشته از آنكه حاكى از اعتقاد و اهتمام ويژه استاد طوس به عفت و حجاب زنان مى‏باشد، ضمنا نشان مى‏دهد كه فرهنگ و تمدن ايران باستان نيز- كه گوشه‏هايى از آن در مأخذ كهن شاهنامه منعكس بوده است- همچون ديگر فرهنگهاى اصيل مشرق زمين، شرم و عفاف را خصلت ضرورى بانوان مى‏شناخته است- چنانكه، نقوش به جا مانده از آن روزگار كاملا مؤيد همين امر است-.

چيزى كه هست، استاد طوس با پرتوگيرى از آموزه‏هاى والاى اسلامى در باب حجاب، و نيز به دليل حجب ذاتى خويش، اين خصلت فطرى و قانون حياتى جامعه بشرى را- با خطوطى چشمگير- از بلور شعر خود بازتابانده است.

در حكايات شاهنامه، از عنصر زن، نوعا با لفظ « پوشيده رويان»  و« پوشيدگان» ياد شده:


ادامــه مـطـلـب

نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 9:48 توسط لجهت| |

وقتي يهوديان و مسيحيان درباره نقاب در اسلام سخن مي‌گويند، گويي اين مختص اسلام و از ابداعات اين دين است و در نزد ايشان وجود نداشته است؛ البته سال‌ها پيش از ظهور اسلام حجاب كاملي در بين اقوام عبراني و يهودي و نيز در بين مسيحيان وجود داشته‌است كه شامل پوشاندن صورت نيز بوده‌است. مهم‌ترين شاهد براي وجود اين حجاب در بين اقوام يهودي، تورات و انجيل كنوني‌است كه با وجود همه تحريفات صورت گرفته مي‌تواند عادات و رسوم جوامع يهودي و مسيحي قديم را آشكار كند.

 


ادامــه مـطـلـب

نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 12:36 توسط لجهت| |

اين پست را مي‌نويسم، و فكر مي‌كنم ديگر تا يك مدّتي وقت نشود، چيزي بنويسم. شعبان دارد كم كم تمام مي‌شود و رمضان از راه مي‌رسد؛ ولي من امسال براي رمضان چندان آماده نيستم. اين رمضان هم مي‌آيد و مثل هر رمضان ديگر كه تا به حال آمده‌است، مي‌رود. و در نهايت اين ما هستيم و فرصتي گرانبها كه از دست داده‌ايم، و بعد هم تا رمضان سال بعد صبر مي‌كنيم....

 

نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 10:19 توسط لجهت| |

امروز هستند كساني كه مي‌گويند حجاب و پوشش از بقاياي جامعه مردسالاري‌است، و فرودستي و تسليم زنان را نشان مي‌دهد. حتي برخي ممكن است فكر كنند زنان روبنده‌پوش عموماً زناني هستند كه عقيده‌اي از خودشان ندارند و صرفاً قرباني يك جامعه مردسالارانه هستند؛ اين تصورات نتايج اصلي فعاليت‌هايي است كه آن را «تهاجم ضدفرهنگي» مي‌نامم و متأسفانه دشمنان اسلام امروزه همه ابزارهاي تهاجم نافرهنگي از جمله رمان و داستان‌نويسي، تلويزيون، راديو و... را در اختيار دارند. اما سخني كه آن‌ها در مورد حجاب و روبنده ادعا كرده اند نادرست است...

در حقيقت عكس اين مسأله درست است؛ وقتي زن نگاه‌هاي خيره و ممتد هوس‌آلود ديگران را تحمل مي‌كند؛ فرمان‌برداري و ناتواني خود را به نمايش مي‌گذارد. وقتي با چشمان باز ودرشت به اطراف نگاه مي‌كنند و با ادا و اطوار مي‌خواهند مردان را متوجه بسازند، اين پيام را مي‌رسانند كه «من نمي‌توانم از خود دفاع كنم»،‌ «نياز به توجه شما دارم» و...


ادامــه مـطـلـب

نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 12:45 توسط لجهت| |

نقاب، اطاعت از خداست.

رعایت حجاب اسلامی(در شکل کامل آن)، پیروی از خدا و رسول خداست.

خداوند در قرآن می‌فرماید: هنگامی که خدا و پیامبرش به انجام کاری فرمان دهند؛ هیچ مرد و زن باایمانی حق ندارد اختیاری در برابر فرمان خدا داشته باشد؛ هر کس نافرمانی خدا و رسولش را کند، به گمراهی آشکار گرفتار شده‌است.(سوره احزاب ۳۳:۳۶)

در جای دیگری می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آوردید، خدا و فرستاده‌اش را پیروی کنید و نیز صاحبان امر را که از شمایند وگر در چیزی ستیزه کردید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید، اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید، این بهتر است و سرانجامی نیکوتر دارد. (سوره نساء ۵۹)

و نیز می‌فرماید: و هر کس که خدا و فرستاده او را پیروی و اطاعت نماید، پس آنانند که با کسانی که خداوند به ایشان نعمت فراوان ارزانی داشته، از پیامبران، صدیقان، شهدا و صالحین هم‌نشین خواهند شد و چه نیکو هم‌نشینانی برای ایشان هستند. (سوره نساء ۶۹)

بنابراین لازم است که همه ما از دستور خداوند و پیامبر تبعیت و پیروی کنیم؛ خداوند در قرآن به ما دستور داده است که حجاب خود را حفظ کنیم: " و به زنان باایمان بگو چشم‌های خود را فروگیرند و پاکدامن باشند و زینت خود را جز آن‌چه خودبه‌خود آشکار می‌شود، نشان ندهند؛ و جیوب و گریبان‌های خود را با خمار بپوشانند. (سوره نور ۳۱)

)البته در این موضوع که حجاب شامل پوشش صورت و دست‌ها می‌شود، مورد اتفاق همه اهل سنت نیست.به ویژه برخی فقها در مذهب حنفی در این امر تشکیک کرده‌اند. چه کسانی که پوشش صورت و دست‌ها را واجب می‌دانند و چه کسانی که مخالف وجوب آن هستند، بر یک نکته متفق‌اند که اگر آشکار شدن چهره زن موجب فتنه، انحراف و فساد باشد؛ پوشاندن آن لازم است. از طرفی همه بر مستحسن بودن و مستحب بودن پوشش صورت اتفاق نظر دارند؛ بنابراین زن منقبه چه نقاب واجب باشد و چه نباشد، اجر اخروی بیشتری خواهد برد، نقاب سیره متدینین و اشاره‌ای از اعتنا به خشنودی الهی‌است.)

 

نقاب، سنت است.

سنت پیامبر هرچند با کتاب خدا پیوند دارد اما عامل مهم دیگری‌است که باید به آن توجه داشت؛ سنت راه‌ و روش‌هایی‌است که همه ما مسلمانان باید زندگی‌مان را براساس آن تنظیم کنیم. پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- می‌فرماید: " بی‌رونقی کار امت من، هنگامی‌است که امت من فاسد شوند؛ و فساد امت هنگامی‌است که از پیروی از سنت من سربیچند، اما آنان که به هنگام فساد امت من به سنت من روی بیاورند، در این حال آنان را پاداش صد هزار شهید خواهد بود" (ابوداوود ۱۱۴۴:۲)

از زمانی که شریعت قرآن که سنت‌الله است، به زنان مسلمان دستور داد که در برابر مردان نامحرم حجاب داشته باشند؛ زنان اهل ایمان و زنان پیامبر آن را حفظ می‌کرده‌اند.

آن چه مسلم است و در آن اختلافی نیست، پوشانیدن چهره بر زنان پیامبر(صلی الله علیه و سلم) واجب بوده‌است؛ بنابراین درست نیست گفته شود که نقاب و روبنده از حجاب‌های غیراسلامی‌است که در جهان اسلام راه یافته‌است. زنان پیامبر الگو و اسوه دیگر زنان مسلمان در همه زمان‌ها هستند، و بنابراین پیروی از شیوه ایشان برای همه زنان لازم است. 

درست نیست بگوییم، نقاب و روبنده مختص زنان پیامبر بوده‌است؛ بلکه دیگر زنان مسلمان نیز در زمان پیامبر، چهره و دست‌ها را می‌پوشانیده‌اند؛ از آن میان در احادیث مشخص است که امّ خالد (سنن ابوداوود ۱۴:۲۴۸۲)، اسماء بنت ابوبکر (ابن‌مالک ۲۰:۲۰.۵.۱۶)، و عده‌ای از زنان قریش در هنگام ملاقات پیامبر  (بخاری ۵۴:۵۱۵) چهره را می‌پوشانیده‌اند؛ همچنین این که پیامبر-صلی الله علیه و سلم- اجازه داده‌است که در هنگام خواستگاری جایز است به چهره زن نگاه کرد، به این معناست که پوشانیدن چهره در زمان رسول‌خدا معروف بوده و لازم شمرده می‌شده‌است.

اینک می‌دانیم که پوشانیدن چهره سنت رسول خداست؛ و نیز می‌دانیم که دوری از سنت، به منزله نزدیکی به فساد است و برای پیمودن راه فلاح و رستگاری، جز تمسک به سنت راه دیگری وجود ندارد؛ به ویژه در این عصر که عصر بی‌رونقی کار امت اسلام است.

 

نقاب، تقواست.

خداوند در قرآن می‌فرماید: « ای فرزندان آدم! ما به شما لباس ارزانی داشتیم، تا خود را بپوشید و آراستگی شما را در آن قرار دادیم؛ چرا که لباس تقوا بهترین لباس است. (سوره اعراف ۲۶)»

آیا لباسی که کوتاه است و یا با وزش بادی گشاده می‌شود، لباس تقواست؟ آیا لباسی که همه مردم را به سوی خود می‌خواند و مردان را به خود مفتون می‌کند، لباس تقواست؟ یا لباس فتنه است؟

حجاب، در حقیقت تقوا را افزایش می‌دهد؛ وقتی دختری آگاهانه به حجاب درآید، به خاطر می‌آورد که چنین می‌پوشد زیرا خداوند به آن دستور داده‌است؛ و به خاطر می‌آورد که خداوند بر آن‌چه او انجام می‌دهد آگاه است؛ همه این‌ها او را به این سو سوق می‌دهد که بر اعمال شایسته‌ای که خدا آن را می‌پسندد، مواظبت کند؛ آیا نقاب و روبنده بیش از هرچیز دیگری یادآور تقوای الهی نیست؟

 

نقاب، جهاد است.

به تن کردن حجاب، مستلزم تحمل سختی و مشقت است؛ به ویژه دخترانی که تا به حال تجربه چنین پوششی را نداشته‌اند، ممکن است آن را دشوار بیابند، البته نقاب و روبنده به ویژه در آب‌وهوای گرم به مراتب سخت‌تر است.

به همین دلیل است که برای رعایت حجاب، باید به ایمان و شجاعت خود بنگریم. شجاعت و تحمل سختی، سازنده کمال انسانی‌است و انسان برای رسیدن به سعادت، ناگزیر به تحمل این سختی‌هاست زیرا در گرو این سختی‌است که اثرات روحانی آن در تقویت ایمان ما مؤثر است؛ تلاش و سختی که به همراه آن کمال و ترقی باشد را در اسلام جهاد می‌گویند؛ و به این دلیل است که حجاب و نقاب را نوعی از جهاد می‌دانیم- زیرا در آن زن ناگزیر از مبارزه با نفس است و برآن پیروز می‌شود.

 

نقاب، حیا است.

همه ما در مورد اهمیت حیا در اسلام شنیده‌ایم. این که پیامبر فرمود: « حیا از ایمان است و ایمان از بهشت» و این که « خلق اسلام بر حیاست»؛ همچنین همه ما می‌دانیم که در آفرینش و فطرت، حیای زن بیش از حیای مرد است؛ چنان که در حدیث است که « حیا ده بخش است؛ نه بخش آن در زنان است و یک بخش آن در مردان»؛ در حقیقت این حیاست که زنان را به رعایت حجاب وامی‌دارد و این حجاب است که حیا را در زنان افزایش می‌دهد و آنان را از ایمان قوی‌تری نسبت به خدا برخوردار می‌نماید.

 

نقاب، طهارت است.

خداوند-سبحانه و تعالی- حکمت حجاب را در قرآن تعیین نموده‌است: « و هرگاه از ایشان[زنان پیامبر] چیزی را می‌خواهید، از پشت پرده از ایشان بخواهید، این برای قلوب شما و برای قلوب ایشان اطهر و پاکیزه‌تر است.» (سوره احزاب: ۵۳)

 

البته نقاب برای قلوب مردان و زنان باایمان پاکیزه‌تر است، زیرا پرده‌ای‌است که قلب را از طمع بازمی‌دارد. پس هنگامی که با نقاب، راه نظر بسته شود، جلوی فتنه گرفته خواهد شد و طمع دل‌های مریض و افکار پریشان فروخواهد نشست. « پس به نرمی سخن نگویید، مبادا مردی که بیماردل گشته‌است؛ در شما طمع کند» (سوره احزاب: ۳۲)

 

نقاب، ستر است.

پیامبر-صلی الله علیه و سلم- فرموده‌است: «الله پروردگار والامرتبه‌است، از همه باحیاتر است و از همه پوشاننده‌تر است. او حیا و ستر را دوست می‌دارد؛ و باحیا و مستور را نیز دوست دارد.»

بنابراین ستر و پوشش از خصلت‌هایی‌است که ما را به خدا نزدیک می‌کند؛ معلوم است که بیشترین ستر و پوشش در نقاب است که در آن زن تمام مواضع فتنه را می‌پوشاند.

 

نقاب، ایمان است.

خداوند-سبحانه و تعالی- در تمام آیات مربوط به حجاب، زنان اهل ایمان را مخاطب قرار داده‌است؛ به این معنی که در حقیقت التزام به حجاب اسلامی و پوشش مختص زنان مؤمن است، و دیگر زنان وظیفه‌ای در این نسبت ندارند- بنابراین، تنها زمانی لازم است که زن محجبه باشد، که به زینت ایمان آراسته‌است. به همین دلیل، هنگامی که زنانی از بنوتمیم، در حالی که لبا‌س‌های رقیق و کوتاه پوشیده بودند، به نزد امّ المؤمنین عایشه رضی‌الله عنها رفتند؛ ایشان فرمودند: « اگر شما زنان باایمان هستید، که این لباس زن باایمان نیست. و اگر زن باایمان نیستید، به یقین لباسی برازنده شماست.» ؛ برکسی پوشیده نیست که زن با پوشاندن چهره، در حقیقت درجه بالاتری از ایمان را به نمایش می‌گذارد.

 

نقاب، حریت است.

نقاب، صرفاً یک تجربه دینی نیست؛ بلکه یک تجربه اجتماعی هم هست که با آن زن برای خود یک حریم شخصی نیرومند تعریف می‌کند؛ در حقیقت آن چه را که باید پوشیده بماند، پوشیده نگه می‌دارد. زن در خانه، و در زمان عدم حضور نامحرم، می‌تواند آزادانه لباس بپوشد؛ اما در بیرون از خانه، حجاب کامل را رعایت می‌کند، به اختصار سخن می‌گوید و از خلوت و اختلاط با مردان می‌پرهیزد. این دقیقاً به معنی استقلال زن و آزادی اوست؛ یعنی زن آن‌قدر از قدرت بهره دارد که به مردان «نه» بگوید؛ و در حقیقت زن با پوشیدن حجاب کامل و روبنده، مردان را نزدیک شدن به او می‌گریزاند، گویی این مضمون را به آن‌ها می‌رساند: «لطفاً مزاحم نشوید». زنانی که حجاب را به درستی رعایت نمی‌کنند از این «اتاق شخصی» که حق و تکلیف اسلامی آن‌هاست، کناره‌گیری کرده‌اند و به همین دلیل احترام کم‌تر و آزادی کم‌تری دارند.

 

نقاب، غیرت است.

مرد، ناخدا و کشتیبان خانواده است؛ و اگر کشتی معیوب شود، برعهده مرد است که آن را تعمیر کند، والا این عیب‌ها بیشتر می‌شود و کشتی در آب غرق خواهد شد، به همین دلیل است که مرد به عنوان ولی زن در قبال او و خانواده مسؤولیت دارد. چنان‌چه قرآن می‌فرماید: خود و خانواده خود را از آتش دور نگاهدارید.(تحریم ۶) ؛چنین مسؤولیتی که مرد نسبت به خانواده‌اش دارد، غیرت نامیده می‌شود.

رسول خدا-صلی الله علیه و سلم- می‌فرماید: دیوث هرگز به بهشت در نمی‌آید. هنگامی که پرسیدند: ای رسول خدا، دیوث چه کسی است؟؛ ایشان پاسخ داد: کسی که در مورد محارم خود غیرت نمی‌ورزد. ؛ شخص غیور به پلیدی اهل خود راضی نمی‌شود. مرد غیور هرگز زن و دختر خود را در معرض نگاه کسانی قرار نمی‌دهد که تشنگی شهوت خود را با زیبایی زنان سیراب می‌کنند؛ بلکه در این مورد سهل‌انگاری نمی‌کند و آنان را از فتنه و بلا دور می‌گرداند.

اختلاط زنان و مردان در اجتماع، شر و بلای بزرگی‌است که به میزانی که رایج شود، غیرت در مردان کم‌تر می‌شود؛ اسلام غیرت را بخش جداناشدنی از ایمان می‌داند؛ پس طبیعی‌است که به میزانی که غیرت مردان کم‌ می‌شود، احکام شرع و روش و طریقت سلف صالح نیز به فراموشی سپرده می‌شود. در عوض، به میزانی که ستر و پوشش زنان بیشتر شود، غیرت مردان نیز افزایش خواهد یافت و جامعه به جامعه اسلامی نزدیک‌تر می‌شود؛ معلوم است که نقاب و روبنده بالاترین و بهترین درجه ستر برای زنان و غیرت برای مردان است. البته علاوه بر همه این‌ها نقاب نشانه وقار و متانت زن مسلمان است و باعث کاهش نگاه‌های آلوده به او می‌شود.

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 17:12 توسط لجهت| |

 

يكي ديگر از خانم‌هاي تهراني مي‌گفت: « امروز در تهران اگر كسي با روسري و موهاي بيرون و با مانتوهاي تنگ و كوتاه بيرون بيايد، مثلاً براي خريد به مغازه يا فروشگاهي برود، نه كسي از مردم كاري به او دارد و نه كسي توبيخش مي‌كند؛ اما وقتي روبنده مي‌پوشي، بايد توهين و پوزخند را تحمل كني؛ انگار مردم تهران برهنگي را تحمل مي‌كنند و مي‌پذيرند اما روبنده را نمي‌توانند قبول كنند و بپذيرند.» در اين‌جا بايد پرسيد كه به سر ما چه آمده‌است؟ مگر اين مردم همان‌هايي نيستند كه زمان رضاشاه حاضر به كشف حجاب نمي‌شدند؟

 

شايد بگوييد كه ديگر وضعيت فرق كرده‌است؛ ديگر ايران از اسلام فاصله گرفته‌است و به سوي مدرنيته گام برمي‌دارد. من از شما مي‌پرسم آيا جامعه بريتانيا و سوئد و ايرلند و استراليا و ... اسلامي‌تر هستند يا جامعه ايران؟ چرا كه وقتي از زنان روبنده‌پوش بريتانيايي اين سؤال را مي‌كني؛ جواب مي‌دهد كه نه، كسي واكنش منفي نشان نمي‌دهد: « امروز غيرمسلمان‌ها عادت كرده‌اند كه مثل ما را ببينند». البته تعجب مي‌كنيم خصوصاً وقتي ببينيم كه در چنين جوامعي كه مسلمانان در اقليت هستند «روبنده عادي‌تر است».

 

اين‌جاست كه به صدق سخن مرحوم سيدجمال‌الدين افغاني مي‌رسيد كه «در غرب اگر مسلمان نديدم، مسلماني ديدم»؛ آيا در كشور اسلامي ما- مسلماني هست؟ و اگر هست آيا مسلماني اين است كه چيزي را كه واجب است يا اگر واجب نيست مستحب و سنت است؛ مسخره نمود؟

 

 آيا اين سخن خداي‌تعالي را فراموش كرده‌اند كه فرمود:  آيا سخن الله و فرستاده او را به ريشخند مي‌گيريد؛ بهانه‌اي نياوريد، زيرا كه ناسپاس شده و به آن‌چه پيش از باور داشتيد، كافر گشته‌ايد. اگر برخي از شما را ببخشاييم، ديگران از شما را عذاب خواهيم كرد، آن‌ها كه گناهكار بودند.(توبه 65-66) ؟ آيا امروز گمان مي‌كنند كه مي‌توانند چيزي را داوري كنند كه به آن علم و دانشي ندارند؟

 

البته چرا اين زنان  و دختران مسلمان هستند كه زنان و دختران منقبه و روبنده‌پوش را مسخره مي‌كنند، و نه غيرمسلمان‌ها؟ آيا نه اين كه زنان مخدره بايد به پاكي و عفاف و طهارت و تقوا شناخته مي‌شوند؟

 

نظر من اين است: « اين كه چرا برخي زنان و دختران مسلمان هستند كه براي شما مشكل ايجاد مي‌كنند؛ معمولاً به خاطر اين است كه به آن‌ها حسادت مي‌كنند. اين‌ها يا زناني هستند كه مي‌خواهند روبنده‌ بپوشند، اما به دلايلي مثل فضاي خانوادگي و... نمي‌توانند؛ گروه ديگر زناني هستند كه روسري و چادر مي‌پوشند و مي‌خواهند بدين‌وسيله توجه جلب كنند و كسب احترام كنند و از اين كه ديگران فكر كنند كه شما از آن‌ها باتقواتر هستيد؛ مي‌ترسند. گروه سوم، زناني هستند كه اساساً به حجاب اسلامي بي‌توجهند، و حضور يك زن با روبند باعث مي‌شود كه به ياد احكام اسلام بيافتند و احساس گناه كنند. در اين‌جا هم حسادت آن‌ها را وادار مي‌كنند كه به شما فشار بياورند تا يا شما روبنده را ترك كنيد و يا افكار ديگران را درباره شما به هم بزنند؛ اين‌ها كساني هستند كه مي‌خواهند شما با آن‌ها برابر باشيد، به جاي اين كه خودشان راه كمال را بپيمايند، مي‌خواهند شما را پايين بكشند. گروه چهارم زناني هستند كه صرفاً به چهره‌نمايي عادت كرده‌اند و نمي‌خواهند شما روبند داشته باشيد چون مي‌ترسند كه شوهرانشان به آن‌ها نيز بگويند كه روبند بزنند.»

 

البته مرداني هم هستند كه با نقاب و روبند مخالفت مي‌كنند، مخالفت اين مردان به رأي من صرفاً‌ نوعي خودفريبي‌است. ممكن است خيلي از آن‌ها قلباً تمايل داشته باشند كه زنان خانواده آن‌ها روبند بزنند، اما از طرفي از اين كه دوستان و آشنايان  زن او را با روبند ببينند، وحشت دارند؛ و اين كه ديگران درباره من چه فكر خواهند كرد. به همين دليل، اين نوع مردان وقتي زن منقبه را مي‌بينند، با خودشان فكر مي‌كنند كه «نكند اين زن از زنان خانواده من باتقواتر است؟»؛ يعني از يك سو اين مردان برنمي‌تابند كه زني باشد كه حجابش از زن آن‌ها كاملتر باشد؛ البته اين مردان هم آشكارا خودشان را مي‌فريبند.

 

جالب اين كه يك گروه از مسلمان‌هايي كه خود را متعهد و مؤمن مي‌دانند؛ مي‌گويند روبنده افراط است و خروج از حد اعتدال است؛ و ما امت اسلام، امت وسط است. اين كه اسلام امت وسط است، درست؛ چون حد اعتدال در زندگيست در حالي كه يهود و نصاري از حالت اعتدال خارج شده بودند.

 

برخي به دنياپرستي روي آوردند و برخي به رهبانيت و اسلام بين اين دو را مي‌خواهد؛ اما اگر دو چيزي كه نادرست است، چه معني دارد كه ما وسطش را به عنوان درست بگيريم؟

 

اين درست نيست كه هرچه بينابين و ميانه جامعه بود، درست باشد. فرضاً اگر امروز حد وسط در جامعه ما اين است كه موي زن از روسري بيرون باشد؛ همان درست است؟

 

اگر در يك كشور بگويند 2 به اضافه 2 مي‌شود 1 و در كشور ديگر بگويند 2 به اضافه 2 مي‌شود 3 ؛ حالا اگر ما بگوييم 2 به اضافه 2 مي‌شود 4 آدم‌هاي افراطي و تندرو هستيم؟!

 

 اتفاقاً «تندروي بر پايه حقيقت» بهتر از «ميانه‌روي بر پايه نفاق» است؛ اين كه زن يا دختر لباس غربي مي‌پوشد، تا وقتي در جمع مسلمانان است، بگويم من با شما هستم؛ اين روسري يا اين چادر را نمي‌بينيد؟ وقتي هم وارد جمع غيرمسلمانان و كفار مي‌شود، مي‌گويد ببينيد لباس شما را پوشيده‌ام، من با شما هستم- نشنيده‌ايم قرآن را كه مي‌گويد يهود و نصاري از تو راضي نمي‌شوند، مگر اين كه دين اين‌ها را تبعيت كني؟ آيا اين قول قرآن را مي‌شنوند و باز هم مي‌خواهند با زيركي همه را راضي كنند؟

 

حالا مي‌فهميم كه جامعه ما چه مشكلي دارد؛ مشكل جامعه ما «نفاق» است؛ يعني يك عده گمان مي‌كنند «بايد همه را راضي كرد»؛. يكي از دختران مي‌گفت: « به خدا من هم دوست دارم، مثل شما روبنده بزنم؛ حتي اگر بتوانم خارج از دانشگاه يا وقتي به مسجد مي‌روم روبنده مي‌زنم. اما دانشگاه نه، اين‌جا بايد مثل بقيه باشي وگرنه مسخره‌ات مي‌كنند.»

 

اين است مشكلي كه ما با آن گرفتار هستيم: «نفاق» و نفاق از كفر بدتر است. اسلام مخالف اين است كه گفته‌اند: « وقتي در روم هستي، چنان كن كه روميان مي‌كنند»؛ اسلام مي‌گويد: « وقتي در روم هستي، آيينه تمام نماي احكام اسلام باش.». جامعه از من و امثال من و تو و امثال تو تشكيل مي‌شود؛ ما اگر خودمان و اهليت خودمان را از دست بدهيم، زيان كرده‌ايم.

 

قل انَ الخاسرين الذين خسرو انفسهم و اهليهم يوم القيامة الا ذلك هو الخسران المبين «بگو براستي زيانکاران آنان هستند که خود اهل خود را در قيامت از دست داده و به عذاب جاودان در افتند اين همان زيان است که بر همه آشکار است».

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 8:39 توسط لجهت| |

كار كردن زنان و ضوابط آن- محمد صالح المنجد
خداوند كائنات را آفريده‌است؛ تمام آفريدگانش را به دو جنس ذكر و انثي يا نر و ماده تقسيم كرده‌است؛ و براي هر جنس وظايفي مناسب با قدرت و امكانات و طبيعت خلقت و مطابق با نيازها و توانمندي‌هايش قرار داده‌است.

توزيع طبيعي اقتضا مي‌كند كه كار كردن مرد بيرون از خانه، و كار كردن زن درون خانه باشد؛ و كسي كه غير از اين بگويد با فطرت و طبيعت وجود انساني مخالفت كرده‌است؛ چرا كه خانه مكان طبيعي‌است كه در آن وظايف زن تحقق مي‌يابد و به ثمر مي‌نشيند، و ماندن زن در خانه به منزله پاسداري از عفت و پاكدامني اوست كه او و جامعه را از فتنه و بلا باز مي‌دارد.

از آن‌چه ما را به اين يقين مي‌رساند كه مكان اصلي كار كردن براي زن خانه است؛ مي‌توان موارد زير را برشمرد:

1- تكوين جسماني زن و مرد متفاوت است؛ در نتيجه زن نمي‌تواند كارهايي را كه براي مردان است، به خوبي انجام دهد؛ و مسائلي چون حيض و نفاس و حمل و شيردهي او را درگير مي‌كند.

2- كاري با موفقيت همراه است، كه برپايه تخصص بنا شده باشد؛ و هر فرد در آن عمل ويژه‌اي انجام دهد. زندگي خانوادگي نيز ميدان كاري بزرگي‌است، و هر يك از زن و مرد وظيفه‌اي دارند؛ وظيفه تأمين نفقه و هزينه زندگي زن و فرزند، و كار براي به دست آوردن آن به دوش مرد است و زن رعايت خانواده و پرورش فرزندان، شيردهي به نوزادان، محبت مادري، و انجام كارها و وظايف خانه‌داري را برعهده دارد.

3- انجام كارهاي منزل و رسيدگي به امور فرزندان معمولاً تمام وقت زنان را مي‌گيرد؛ بنابراين كار كردن زن در خارج از خانه، عملاً از تمركز و توجه زن نسبت به وظيفه مادري و امور منزل مي‌كاهد و زن نمي‌تواند امور خانه‌داري را به وجه احسن انجام دهد و يا در انجام وظايف اصلي خود سربلند و موفق باشد؛ بلكه فشارها و دغدغه‌هاي بسياري خواهد داشت كه او را از پاي درمي‌آورد.

آثار منفي كار زنان

تأثير منفي كار زنان بر كودكان: اطفال به رعايت و مهرباني نياز دارند، واين مهر و محبت را تنها در مادر خود مي‌يابند؛ و مادر كسي است كه درد دل خود را با او در ميان مي‌گذارند؛ اين مادر است كه به آن‌ها راه درست را مي‌نماياند و آن‌ها را با عواطف و با تربيت صحيح بار مي‌آورد؛ طبعاً وقتي زن خسته از كار برمي‌گردد، چنان از مسؤوليت‌ها و گرفتاري‌هاي محيط كار خسته و درمانده‌است، كه كودكان را تنبيه و توبيخ مي‌كند، يا بر آن‌ها فرياد مي‌كشد و يا به آن‌ها بي‌اعتنايي مي‌كند؛ در نتيجه كودكان كه مدت طولاني دوري مادر را تحمل كرده‌اند؛ رنج و سختي مضاعفي نيز خواهند كشيد- و اين به ويژه بر اطفال كم‌سن و سال تأثير سلبي بسياري خواهد گذاشت؛ چنان‌چه از نظر اخلاقي آسيب‌پذير خواهد بود و با عقده و احساس ذلت بار خواهد آمد و يا دچار افسردگي و پرخاشگري خواهد شد.

تأثير منفي كار زنان بر خود آن‌ها: طبعاً تحمل مسؤوليت‌ها و دغدغه‌هاي كار بيرون از خانه، بسيار سخت است؛ چه بسا كه وقتي مرارت‌ها و مشقت‌هاي داخل خانه نيز به آن افزوده گردد؛ زن در طول زمان به بيماري‌هاي مزمن دچار خواهد شد- اگر كار زن همراه با اختلاط با مردان باشد، زن به مرور زمان ويژگي‌هاي زنانه خود را از دست خواهد داد.

تأثير منفي بر شوهر: وقتي شوهر از محل كار باز مي‌گردد، نيازمند است كه زن مرارت و خستگي را از دل او دور كند؛ اما اگر تنها در خانه بنشيند، و كسي نباشد كه سختي‌هاي روزگار را با او در ميان بگذارد، در بدگماني بين زن و شوهر گشوده خواهد شد، و اگر هر يك از ايشان به ديگري خيانت كند، چنان‌است كه كار زن كوتاهي در وظايفي‌است كه او نسبت به شوهرش دارد؛ اگر مرد بداند كه رغبت‌ها و تمايلات و نيازهاي او را زن برآورده نمي‌كند، يا گمان كند كه زن قصد خيانت به او را دارد، استمرار رابطه زناشويي بين آن‌ها دشوار خواهد بود؛ و به همين دليل طلاق و جدايي افزايش مي‌يابد.

تأثيرات منفي بر اجتماع: مهم‌ترين اثر كار كردن زنان در بيرون از خانه، افزايش آمار بيكاري در بين مردان است؛ زيرا حضور زنان در صحنه اشتغال، فرصت‌هاي شغلي را براي مردان شايسته محدود خواهد كرد؛ بيكاري از معضلات و مشكلاتي است كه آثار بدي در جامعه برجاي مي‌گذارد. همچنين چنان چه زن هر روز براي كار از خانه بيرون برود؛ كراهت و زشتي اين عمل از بين مي‌رود و خروج از منزل براي او تبديل به يك عادت مي‌شود و اين خطر بزرگي براي اجتماع است؛ همچنين اختلاط زنان و مردان در محيط كار باعث مي‌شود كه زنان در محيط شغلي خود را برابر با مردان تلقي كنند و اين مسأله موجب بروز مشكلات اجتماعي و شيوع فساد در بين زنان و مردان خواهد شد.

 

شرايط و ضوابط

با اين‌حال بايد دانست كه شريعت هرگز زنان را از كار كردن در خارج از خانه ممنوع نكرده‌است؛ بلكه شرايط و ضوابطي را براي اين امر مقرر كرده‌است. اين شرايط عبارتند از:

1* كار زن نبايد با وظيفه اصلي و اساسي زن در خانه و مسؤوليت‌هاي او در برابر شوهر و فرزندانش تعارض داشته باشد: زن نبايد چنان به شغلش وابسته شود كه خانواده را فراموش كند يا دير به خانه بيايد؛ بنابراين لازم است كه وقت كار زن محدود باشد كه تأثيري در انجام بقيه وظايفش در خانه نداشته باشد.

 2* مصالح خانواده و يا اجتماع كار كردن زن را ايجاب كند: همان‌طور كه پيشتر گفتيم، زنان به ماندن در خانه‌ها امر شده‌اند؛ بنابراين لازم است كه تنها هنگامي به كار بپردازند كه مصالح خانواده و يا اجتماع آن را ايجاب كند. زناني كه شوهرشان درآمد كافي دارند، و در عين حال كودك يا كودكاني دارند كه بايد به پرورش آن‌ها بپردازند؛ نبايد به كار در بيرون از خانه بپردازند؛ همچنين چنان چه به كاري اشتغال دارند كه در اجتماع نيازي به آن نيست و يا خلاف مصلحت جامعه است.

3*كار موافق با طبيعت زن باشد: كاري كه زن انجام مي‌دهد بايد با روحيه زنانه كه روحيه لطيف و ضربه‌پذير است؛ موافق باشد؛ انجام كارهاي سخت كه به قوت عضلاني و نيروي جسماني نياز دارد، براي زنان مناسب نيست. همچنين كار در محيط‌هاي صنعت، زراعت و تجارت با روحيه زنان موافق نيست. اما كارهاي ديگري مانند تدريس در مدارس دخترانه، خياطي و آشپزي مطابق با طبيعت زنان هستند.

3* خارج شدن زن براي كار بايد با اجازه ولي او باشد: اذن ولي زن را از گرفتار شدن در مشاغل نامناسب باز مي‌دارد و زندگي خانوادگي را پايدار مي‌كند. البته چنان‌چه زن ازدواج نكرده باشد، ولي او پدرش و اگر ازدواج كرده باشد، شوهر اوست و اشتغال زن بايد با صلاح‌ديد و توافق هر دو باشد. البته ولي در مورد اين كه زن به كار مباحي مي‌پردازد، در برابر خدا مسؤول است.

فقها براي شرط كردن اذن شوهر يا ولي به سخن خدا استدلال كرده‌اند كه " ياأيها الذين آمنوا قوا أنفسكم وأهليكم نارا وقودها الناس والحجارة " . اي كساني كه ايمان آورديد، خودتان و خانواده‌تان را از آتشي كه هيزمش مردم و سنگ‌ها هستند؛ باز داريد.

و از سنت اين كه رسول خدا- صلي الله عليه و سلم- فرمود: كلكم راع ٍ ومسئول عن رعيته ، فالأمير الذي على الناس راع وهو مسئول عنهم ، والرجل راع على أهل بيته وهو مسئول عنهم ، والمرأة راعية على بيت بعلها وولده وهي مسئولة عنهم ، والعبد راع على مال سيده وهو مسئول عنه همه شما نگهبان هستيد و مسؤول امر رعيت خود هستيد؛ امير كسي است كه نگهبان مردم است و مسؤول ايشان است. مرد نگهبان اهل بيت خويش است و مسؤول بر ايشان است. زن نگهبان خانه شوهرش و فرزندش است و او مسؤول بر ايشان است. بنده نگهبان بر مال آقاي خود است و مسؤول آن است.

4* التزام به حجاب شرعي، ان است كه چيزي از زن جز جامه رو كه قهراً آشكار مي‌شود، آشكار نشود؛ و زن تمام بدن خود را و از جمله سر، صورت، دست‌ها و پاهاي خود را بپوشاند؛ و لباس او خود زينت نباشد و به لباس مردان و يا زنان كافر شبيه نباشد. همچنين لباس زن نبايد تنگ و يا شفاف باشد. زن نبايد همچنين خود را در هنگام خروج از خانه معطر كند.

5* كار خالي از اختلاط باشد: كاري كه زن انجام مي‌شود، بايد بدون اختلاط با مرد نامحرم باشد. بر اساس اجماع فقهاء سلف صالح كار كردن زن در محيطي كه در آن مردان حضور دارند، جايز نيست. موارد بسياري هست كه زنان مي‌توانند بدون اختلاط به كار خارج از خانه بپردازند؛ از آن جمله: تدريس در مدارس دخترانه، پزشكي و پرستاري براي زنان، خدمت اجتماعي در سازمان‌هاي زنان، كار اداري در محيط زنانه، و كار كردن در كتابخانه‌هاي مخصوص بانوان.

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 18:3 توسط لجهت| |

-- شیخ محمد صالح المنجد

رسول خدا (صلی الله علیه و سلم ) فرمود:

((صلاة المراءة وحدها في بيتها كفضل صلاتها في الجمع و عليها درجات ))

بـه تـنـهـايـى و درخانه نماز خواندن زن مثل نماز در جمع است در حالى كه بر آن فضيلت دارد.»

هم چنين رسول خدا(صلی الله علیه و سلم) فرمود:

ان مـساجدالنساء البيوت , و صلاة المراءة في بيتها و هي افضل من صلاتها في محاطها و صلاتها فيها افضل من صلاتها في صفتها وصلاتها في صفتها اءفـضـل مـن صـلاتـهـا فـي صـحـن دارها و صلاتها في صحن دارها اءفضل من صلاتها في سطح بيتها

بهترين مسجد زنان خانه است , و نماز زن در خانه است و نماز زن در اتاقش برتر از نماز او در وسط خانه و نماز خواندن او در وسط خانه بهتر از نماز خواندنش در ايوان است , و نمازاو در ايوان برتر از نمازش در حياط خانه است , و نماز او در حياط خانه برتر ازنمازش برپشت بام خانه است

مشابه اين حديث را اين گونه نيز از پيامبر (صلی الله علیه و سلم) روايت مي كنند:

صـلاة الـمـراءة فـي مـخـدعـهـا افضل من صلاتها في بيتها و صلاتها في بيتها افضل من صلاتها في الدار

نماز خواندن زن در اطاق عقبي و پستوي خانه بهتر از نماز خواندن او در اتاق جلويي است و نماز او در اتاق جلويي برتر از نمازخواندن در وسط خانه است.

عايشه -رضي الله عنها- از رسول خدا نقل مي كند:

خير مساجد النّساء قعر بيهوتهنّ

بهترين مساجد براي زنان اتاق هاي عقب(پستو و اندروني) خانه هاست

وقتي از پيامبر- صلي الله عليه و سلّم- سؤال مي كنند كه چرا نماز مردان به جماعت در مسجد افضل است ولي نماز زنان به فرادا در خانه، ايشان پاسخ مي دهند: 

 

لأنّها ازكي لهنّ و اقرب الي عصمتهنّ و سترهنّ

زيرا اين(نماز خواندن در خانه) برايشان نيكوتر است و به پاكي و عفاف ايشان نزديك تر.

هم چنين پيامبر ص فرمودند:

و البيوت ابقي لهنّ و الشرّ فيهنّ خروجهنّ من بيوتهنّ

هيچ جا براي حفظ زن بهتر از خانه نيست و شر ايشان خروج از خانه هاست.

آن چه از روايات فوق برداشت مي شود اين است كه استحباب نماز در جماعت و استحباب نماز خواندن در مساجد مختص مردان است و نماز خواندن زن در مسجد هيچ فضيلتي نداشته بلكه چنان چه بسياري از فقها و مفسّرين حديث شرح داده اند مكروه است. پس هيچ گونه نياز و حاجتي براي نماز خواندن زن در مسجد وجود ندارد و پيامبر،صحابه و پيشوايان دين نيز زنان، به ويژه زنان و دختران جوان را به نماز خواندن فرادا در خانه تشويق مي كرده اند.


ادامــه مـطـلـب

نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 14:28 توسط لجهت| |
 

نوشته شيخ رياض بن محمد المسيميري

در اين كه صداي زن براي مردان جذابيت و زيبايي دارد؛ و مي‌تواند موجب بروز فتنه باشد، شكي نيست؛ چرا كه خداوند تعالي در قرآن مي‌فرمايد: فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ ؛ يعني خصوع در قول نداشته باشيد زيرا كسي كه در قلبش بيمار است؛ بر شما طمع خواهد كرد.

 

البته اين آيه زنان پيامبر- صلي الله عليه و سلم- را مورد خطاب قرار مي‌دهد؛ كه پاكيزه‌ترين زنان امت اسلام بوده و اسوه طهارت و عفاف و كمال براي همه زنان جهان هستند؛ بنابراين در اين آيه به زنان پيامبر دستور داده شده‌است كه در هنگامي كه با برگزيدگان امت و صحابه پيامبر سخن مي‌گويند؛ از خضوع در كلام بپرهيزند.

 

اين حكم قابل تسري به همه زنان است؛ چرا كه اگر مرض در قلب صحابه راه مي‌يافته، در بين مردان امروز به يقين راه مي‌يابد؛ و اگر مردان آن روزگار در زنان پيامبر طمع مي‌كردند، بر زنان امروز به يقين طمع خواهند كرد....

 

اما در اين كه صداي زن عورت است يا نه؛ سخنان بسياري گفته شده‌است و اختلاف نظر بسياري وجود دارد- این نظرات را در چهار دسته می توان طبقه بندی کرد.


ادامــه مـطـلـب

نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 13:8 توسط لجهت| |

فقها مواردی را مشخص کرده اند که در این موقعیت ها جایز دانسته اند زن چهره خود را آشکار کند- این موارد عبارت اند از:


ادامــه مـطـلـب

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 18:48 توسط لجهت| |

توصیه‌هایی به همه‌ی پدران

خداوند سبحانه و تعالي مي‌فرمايد: يا ايّها الذين آمنوا قوا انفسكم و اهليكم ناراً وقودها النّاس و الحجارة عليها ملائكة غلاظ شداد لا يعصون الله ما امرهم و يفعلون ما يؤمرون.(التحريم:۶) یعنی « ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خود و خانواده‌ی خود را از آتش [دوزخ] نگاه‌دارید، آتشی که سوخت آن مردم و سنگ‌هاست، و بر آن فرشتگانی بسیار سخت و شدید مأمورند، هرگز فرمان خدا را سرپیچی نمی‌کنند و هر آن چه به ایشان دستور دهند، همان را انجام می‌دهند.»

و علی- رضی الله عنه- می‌گوید: « آنان را ادب و علم بیاموزید. به طاعت خدا امر کنید و از معصیت او باز دارید.»

رسول خدا –صلی الله علیه و سلم- می‌فرماید:

«صِنْفَانِ مِنْ أَهْلِ النَّارِ لَمْ أَرَهُمَا قَوْمٌ مَعَهُمْ سِيَاطٌ كَأَذْنَابِ الْبَقَرِ يَضْرِبُونَ بِهَا النَّاسَ وَنِسَاءٌ كَاسِيَاتٌ عَارِيَاتٌ مُمِيلَاتٌ مَائِلَاتٌ رُءُوسُهُنَّ كَأَسْنِمَةِ الْبُخْتِ الْمَائِلَةِ لاَ يَدْخُلْنَ الْجَنَّةَ وَلاَ يَجِدْنَ رِيحَهَا وَإِنَّ رِيحَهَا لَيُوجَدُ مِنْ مَسِيرَةِ كَذَا وَكَذَا».

(معني): « دو گروه از اهل آتشند که من تا هنوز آنان را نديده ام. يکي از آنان قومي هستند که شلاقهائي مانند دم گاو بهمراه داشته، و مردم را با آن مي زنند، و گروه ديگر زناني هستند پوشيده، ولي در حقيقت لخت و عريان، دور و مائل از راه حق، و دور کننده ديگران از راه حق، سرهاي آنان همانند کوهان شتر است و بهشت وارد نمي شوند و حتي بوي آن نيز به مشام آنان نمي رسد و بوي بهشت از اين مسير و آن مسير بمشام ميرسد (کنايه از بوي قوي آن است». (اين حديث را امام مسلم و امام احمد روايت كرده اند)

به راستی، در بحث حجاب نیز خداوند مردان را اولیاء امور زنان قرار داده است، این مرد است که باید زن را با حیا و شرم پرورش بدهد و به حجاب گرفتن از نامحرمان امر کند، و لازم است که در این امر سهل‌انگاری را کنار گذاشته و خانواده‌ی خود را از فتنه و بلا، و نیز از عذاب آتش برهاند.

اگر پدران مسلمان رضایت بدهند که دخترانشان از عادات سلف صالح و آداب قرآن و سنت چشم بپوشند و پیرو روش و مسلک یهود و نصاری و مشرکین بشوند، رضایت بدهند که دختران اسلام از حیا عریان شوند و ایمان خود را از دست بدهند، در حقیقت به سوختن دخترانشان در آتش رضایت داده‌اند.

بسیاری نیز می‌گویند که این دختر هنوز کم سن و سال است و بالغ نشده و بر عورت او حکمی نیست، اما این گونه دلیل‌تراشی باعث مباح شدن اعمال این‌گونه نمی‌شود، زیرا همان‌طور که خداوند دستور داده که کودکان را از هفت یا نه سالگی به نماز و روزه تمرین دهند[1]، لازم است که حجاب را نیز از کودکی به دختر آموخت و او را به آن واداشت.

زیرا که این دختر اگر در سن و سال کودکی، بدن خود را نپوشاند، به آن مأنوس و مألوف می‌شود و در سنین جوانی به سختی خواهد توانست این گونه لباس پوشیدن را رها کند.

 چه بسا که پوشیدن این‌گونه لباس‌ها به‌ خصوص در سنین کم باعث از بین رفتن حیای او شده، و بدن‌نمایی برای او به عادتی تبدیل شود که زشتی و قباحت ندارد. در حالی‌که اگر این مواضع بدن مانند ران و ساق و ساعد از ابتدای کودکی پوشیده و مستور بمانند، در سنین بالاتر کشف آن سنگین و زشت جلوه خواهد کرد.

و هنگامی که این مواضع بدن از سنین کودکی در معرض دید همه باشد، بنا به عادت در سنین بالاتر کشف آن برای دختر هیچ زشتی و قباحتی نخواهد داشت، چرا که یک مسأله هرقدر هم که سنگین باشد، در صورتی که انسان به آن عادت کرده و خو گیرد، سنگینی آن از بین رفته و به صورت امری عادی جلوه‌گر خواهد شد.

پدران وظیفه دارند که چون به ضررهای بدحجابی قانع شدند، آن‌گاه خویشاوندان و نزدیکان و علی‌الخصوص اهل خود را که توانایی امر و نهی به آنان را دارد، از بدحجابی منع کند و همه را به مضرات آن هشدار دهد؛ چنا‌ن‌چه پوشیدن لباس‌های باز و یا شلوارهای تنگ را در نزد دختران کم سن و سال تقبیح کند و از آن ها ایراد بگیرد، تا کراهت این‌گونه لباس‌ها در نفس دختران متمرکز شود.

يک دختر هنگامي که به سني مي رسد که نگاه متوجه او گشته و نفوس مجذوب او مي گردند آنگاه است که بايد به حجاب درآمده و از انظار مخفي بماند.امام زهري رحمه الله که از ائمة تابعين است مي گويد: «نگاه کردن به دختري که نظرها را به خود جلب مي کند، حتي در صورت کم سن بودن او هرگز درست نيست».

 

توصیه‌هایی به همه‌ی مادران

خداوند، در باب تربیت دختران مسؤولیت سنگین‌تری را بر دوش مادران قرار داده است؛ چون مادران بيشترين ارتباط را با دختران دارند. و دختران نیز از آن‌ها بیشتر از هر کس دیگری تأثیر می‌پذیرند، لازم است که دختران خود را از همان کودکی با حجاب اسلامی و احکام آن آشنا سازند، و سعی کنند آنان را از کودکی به پوشش جلباب، خمار و چادر تمرین دهند، تا کودکان با فرهنگ ستر و پوشش انس و الفت بگیرند.

همچنین مادران می‌توانند ابعاد مختلف حجاب و فواید آن را برای دختران بیان کنند، و آن‌ها را به ستر تشویق و ترغیب کنند. از آن‌جا که دختران مادران را الگو خود قرار می‌دهند و در اقتدا و تشبّه به آن‌ها می‌کوشند، لازم است که مادران خود در مواجهه با نامحرم، تمام بدن و چهره و دست‌های خود را بپوشانند، زیرا با این حال هم خود طاعت خدا را انجام می‌دهند، و هم دخترشان را به طاعت خداوند وامی‌دارند.



10 " مروا أولادكم بالصلاة وهم أبناء سبع سنين , واضربوهم عليها وهم أبناء عشر "

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 18:16 توسط لجهت| |

آثار چهره‌گشایی زنان در جامعه

۱-ظهور فتنه: هنگامی که یک زن چهره‌نمایی می‌کند، مردان بسیاری به او مفتون شده، و چه بسا که اگر این زن جوان و زیبا هم باشد و صورت خود را هم به انواع زینت‌ها بیاراید؛ و یا چهره‌ای دلربا در میان جمع ظاهر شود، این مسئله خود مي‌تواند از مهم‌ترين دلایل عمده‌ي شر و فساد در یک جامعه باشد.

۲- از بین رفتن حیا و شرم در زنان: حیا و شرم از فطرت و طبیعت زن و شکل‌دهنده‌ي ایمان اوست. شرم و حیای یک زن همچنین شاخصی در شخصیت او به شمار می‌رفته، چنان که در مثل مي‌گفته‌اند: «اشدّ حياءً من العذراء في خدرها- باشرم‌تر از دختر باکره‌ای در پرده‌اشو در روایتی نیز آمده است «الحياء عشرة‌ اجزاء فتسعة في النساء و واحد في الرجال» یعنی حیا ده قسمت است؛ نه قسمت در زنان است و یک قسمت در مردان. پس اگر حیا در زنی از بین برود، در حقیقت ایمان او ناقص می‌گردد و آن زن از فطرتی که با آن آفریده شده، خارج می‌گردد.

۳-اختلال و آمیزش زنان با مردان: هنگامی که یک زن خود را در کشف چهره و آزادی آمد و شد با مردان برابر بداند، شرم و حیا را فراموش کرده و به اختلاط و آمیزش با مردان روی می‌آورد. همین است که در بین این روابط، کلام و خنده و لبخند است که در طی زمان باعث دلبستگی قلب مردان و زنان به یک‌دیگر گردیده، و در نتیجة آن شری حاصل می‌شود که دفع آن بسیار دشوار خواهد بود. چنان‌چه رسول خدا عليه‌السلام فرمودند الشّيطان يجري مِن ابنِ آدم مجري الدَّم يعني شيطان در بين بني‌آدم مانند خون در رگ‌ها روان مي‌شود.


آثار پوشیده بودن چهره زنان در جامعه

استحکام پیوندهای خانوادگی

مردان طبعاً تمایل دارند که همسرشان عفیف باشد و رابطه و آمیزشی با دیگر مردان نداشته باشد، پوشیدن بودن چهره زن موجب استحکام هر چه بیشتر روابط خانوادگی و ایجاد مهر و محبت بین زن و شوهر می‌شود. زیرا فقط در این‌گونه زن می‌تواند مردان نامحرم را از هرگونه التذاذ جنسی از ظاهرش محروم کند و زیبایی ظاهرش را فقط در حصار ازدواج و در محیط خانوادگی خودش با شوهر سهیم گردد.

حفظ هويت اسلامي

رسول خدا عليه‌السلام همواره به مسلمانان توصيه مي‌كردند كه هويت اسلامي خود را حفظ كنند و از تشبّه به كفّار بپرهيزند؛ چرا كه من تشبّه بقومٍ فَهُوَ منهم يعني هر كس خود را به قومي شبيه سازد، پس او از آن قوم است.

و البته اين‌ها گمان مي‌كنند كه اگر خود را در عمل، سلوك، ادب، رفتار و افكار يا لباس به كفار نزديك كنند، و در امور دنيايي از ايشان تبعيت كنند، كفار را راضي خواهند كرد. (وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى- البقره ۱۲۰) يعني يهود و نصاري از تو خوشنود نخواهند شد مگر اين كه از آيين ايشان دنباله‌روي و تبعيت كني، بگو به راستي كه هدايت خداوند همان هدايت راستين است.

همچنان که رسول خدا - صلی علیه و سلم- پیش‌بینی کردند: «لَتَتَّبِعُنَّ سَنَنَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ شِبْرًا بِشِبْرٍ وَذِرَاعًا بِذِرَاعٍ حَتَّى لَوْ دَخَلُوا فِي جُحْرِ ضَبٍّ لاَتَّبَعْتُمُوهُمْ قُلْنَا: يَا رَسُولَ اللَّهِ: آلْيَهُودَ وَالنَّصَارَى قَالَ: فَمَنْ؟»- رواه مسلم یعنی سنن و رفتار آنان را که پیش از شما بودند، وجب به وجب و ذراع به ذراع دنباله‌روی خواهید کرد؛ تا جایی که اگر در سوراخ ضب[ نوعی مارمولک صحرایی] داخل شدند، به دنبال ایشان داخل آن سوراخ خواهید شد. گفتیم: ای رسول خدا، یهود و نصاری[منظور شما هستند؟] گفت پس چه کس دیگری؟(روایت مسلم)

دین اسلام این سخن را که «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو» مردود خوانده، و تقلید از دیگران را هرگز برای کسی که به او بصیرت و هدایت محکم داده شده است؛ جایز نمی‌داند. رسول خدا علیه‌السلام می‌فرمایند: «لا يكون أحدكم أمعة يقول: أنا مع الناس، إن أحسن الناس أحسنت وإن أساؤوا أسأت ولكن وطنوا أنفسكم إن أحسن الناس أحسنوا وإذا أساؤوا تجتنبوا إساءتهم» یعنی مبادا یکی از شما دنباله‌رو مردم بوده و بگوید من با مردم هستند، اگر به نیکی گراییدند، من نیز به نیکی خواهم گروید؛ و اگر بدی کردند، من نیز بد کند؛ بلکه نفس خود را استقرار و اطمینان داده و اگر مردم خوب شدند، شما نیز به احسان رفتار کنید و اگر بدی ورزیدند، از بدی ایشان دوری نمایید.

این زبان حال کسانی است که می‌گویند اگر در سرزمین کفّار به حجاب درآیم، همه مردم به من به دیده‌ی تعجب می‌نگرند، یا از من دوری می‌گزینند، و به این بهانه قرآن و سنت را به آسانی رها کرده، و به راه و روش کفار در می‌آیند. شاید نخست او حجاب خود را برای رضای کافران به کنار بیاندازد، پس از آن در گمراهی، عقاید و افکار نیز مقلد آنان خواهد شد؛ ایمان او چون پرچمی است که به جهت باد وزیدن می‌گیرد.

و اما رسول خدا علیه‌السلام مردان و زنان را واداشته است که در اخلاق و آداب و سلوک و هم در لباس پوشیدن، چنان باشند که به هیچ یک از کفّار شبیه نباشند، بلکه همواره به عنوان مسلمان شناخته شوند؛ چنین شخصی شخصیت خود را بر اساس شریعت خداوند-سبحانه و تعالی- پایه گذاشته است، این شخص در دین خود استوار و باصلابت است، و به راحتی خواهد توانست نیرنگ و مگر دشمنان را در هم بشکند.

آشکار است که اگر زنان تمام بدن را از جمله سر، مو،‌ صورت و دست‌ها را بپوشانند؛ هیچ شکی در اسلام ایشان باقی نمی‌ماند؛ شاید برای همین باشد که خداوند سبحان فرموده ﴿ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَآن[رعایت حجاب] نزدیک‌تر است برای ایشان که[ به عفت و تقوا و نیز به زینت اسلام] شناخته شوند، و مورد اذیت قرار نگیرند.

دوری از فتنه

و هيچ‌کس نمي‌تواند انکار کند که حشمت زن و آراسته شدن او به اخلاق که وي را از مواضع فتنه و شبهه به دور مي‌راند از جمله اموري است که تشکيل دهنده همين حياء مي‌باشند. و بدون شک به حجاب در آمدن او و پوشانيدن صورت و مواضع فتنه بدنش به علت سالم داشتن و دور نمودن او از فتنه ها از بزرگترين نمونه هاي حياء و حشمت است که يک زن بدان آراسته مي‌گردد.


علاوه بر فوايد ياد شده، به طور فهرست‎وار فوايد و آثار ديگري نيز براي حجاب و پوشش مي‎توان نام برد، كه مهم‎ترين آنها عبارتند از: كاهش مفاسد اجتماعي؛هدايت،كنترل و بهره‎مندي صحيح و مطلوب از اميال وغرايز انساني و تأمين و تضمين سلامت و پاكي نسل افراد جامعه

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 12:55 توسط لجهت| |

بنا به قرآن، رسول‌ خدا - صلی الله علیه و سلّم- بهترین رهبر و مقتدا است که شیوه و روش او چه در گفتار و چه در رفتار نمونه‌ای نیکو برای تمام زنان و مردان مؤمن است. بنابراين آن‌چه كه پيامبر عليه‌السلام امتش را به آن دستور داده، در حكم واجب است و پيروي از آن ضروري‌است. در برخي از احاديث نبوي به صراحت و روشني، پوشاندن صورت واجب دانسته شده است:(وَ يَجِبُ عِلَِي المَرأَة أَن تَسْتِرَ وَجْهَها عَمَّن لَيْسَوا بِمَحارِمِها2) يعني بر زن واجب است كه چهره‌اش را از كساني كه محارم او نيستند، بپوشاند.درباره اهميت و حدود شرعي پوشش زنان از پيامبر - صلّي‌الله عليه و سلم- پرسش‌هايي شده است كه شرح آن در كتب روايي ذكر گشته است. و اينك نمونه‌اي از اين روايات:....


ادامــه مـطـلـب

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 12:53 توسط لجهت| |

خداوند سبحانه و تعالی در قرآن می‌فرماید:

﴿قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ * وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُوْلِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ(النور: ۳۰- ۳۱).

«مردان مؤمن را بگو تا چشمانشان را (از نگاه ناروا) بپوشند و شرمگاه‌هاي خود را (از حرام و عمل ناشايست) حفظ کنند که اين براي پاکيزگي آنها بهتر است و به راستي خداوند بر آن‌چه كه آن‌ها انجام مي‌دهند آگاه است.و به زنان باايمان بگو تا چشمان‌شان را (از نگاه ناروا) بپوشند وفروج و عورات خود را حفظ کنند و زينت و آرايش خود را جز آنچه قهراً و به خودي خود ظاهر مي شود (بر بيگانه) آشکار نسازند. و بايد جيوب و گريبان‌هاي خود را به خمار بپوشانند و زينت و جمال خود را آشکار نسازند مگر براي شوهران خود و پدران خود و پدران شوهر و پسران خود و پسران شوهر و برادران خود و پسران برادران خود و پسران خواهران خود و زنان خود(خواهران مسلمان‌شان) و کنيزان خود و خواجه‌اي خدمتكار که به زنان ميلي ندارند و يا طفلي که هنوز بر عورت و محارم زن آگاه نيست. و پاي بر زمين محکم نزنند که زينت پنهان آنان آشکار شود و همه به درگاه خداوند توبه کنيد باشد که رستگار گرديد». (سوره‌ی نور ۳۰-۳۱)

الف- خداوند تعالی در آیه‌ی فوق زنان مؤمن را به حفظ فروج و عورات خود دستور داده است ﴿وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ ؛ پس خداوند در حقیقت زنان را به هر آن‌چه که باعث حفظ فروج ایشان شود، امر نموده؛ عاقل شک نمی‌کند که یکی از این وسایل حفظ فروج پوشانیدن چهره است. رسول خدا - صلی الله علیه و سلم- می‌فرمایند: و عليهنّ ان يسترن محل النظر(مسلم ۲۶۵۷) یعنی [زنان] باید آن‌چه باعث نظر مردان می‌شود بپوشانند. رسول- علیه‌السلام- نیز فرمودند: العينان تزنيان وزناهما النظر والفرج يصدق ذلك أويكذبه(البخاری ۶۶۱۲) یعنی چشم‌ها زنا می‌کنند، و زنای چشم‌ها نگاه[به نامحرم] است، و فرج یا آن را تصدیق و یا تکذیب می‌کند.

ب-﴿وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَایعنی زینت خود را آشکار نکنند مگر آن‌چه قهراً نمایان می‌گردد. پس در زینت زنان آن‌چه قهراً و به خودی خود آشکار می‌شود، استثنا شده است[ما ظهر منها]، نه آن چه زنان خود آشکار می‌کنند[الا ما اظهرن منها]. چهره و دست‌ها چنان است كه اگر زن عمداً نخواهد آن‌ها را آشكار كند، مخفي هستند، بنابراین چهره و دست‌ها زینت‌هایی نیستند که در این آیه استثنا شده‌اند. پس واضح است که همان طور که بسیاری از سلف صالح از جمله ابن مسعود، حسن بن علی، و ابن سیرین-رضی الله عنهم- تفسیر کرده‌اند؛ مراد آیه جامه‌ی رو یا ردا و ثیابی است که چاره‌ای از آشکار شدن آن نیست. همچنین حاشیه و حصر ردا که معمولاً از زیر آن آشکار می‌شود؛ چون نمی‌توان آن‌ها را پوشانید، از استثناها هستند. پس زینت اول زینت ظاهری است که چاره‌ای از نمایان شدن آن نیست؛ و زینت دوم زینت باطن[مانند چهره] است، که اگر نمایان ساختن آن جایز بود، فایده‌ای برای استثناء و تعمیم مورد نظر آیه معلوم نمی‌شد.

ج- خداوند تعالی می‌فرماید: ﴿ وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّیعنی زنان باید خمارهای خود را بر جیوب خود بزنند. جیب شکافی است که در جامه‌ی مردان و زنان عرب بوده است؛ پس در این‌جا خداوند به آویختن خمار بر گریبان‌ دستور داده است؛ یعنی این که خمارها را از جلو چهره آویزان کنند به حدی که روی گریبان و سینه را بپوشاند. بنابراین امر خداوند به آویختن خمار بر گریبان[در حالی که خمار پوشش سر است]، با پوشانیدن چهره همراه است. علاوه بر این از نظر قیاس نیز پوشانیدن چهره از این آیه استنباط می‌شود، زیرا که چهره موضع جمال و فتنه است؛ و پوشانیدن آن قطعاً اولی از پوشانیدن گریبان تنهاست.

د- خداوند سبحانه و تعالی می‌فرماید:﴿أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُوْلِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النساءدر این بخش از آیه، خداوند مردان خدمتکار عدیم‌الشهوه و نیز کودکانی که به بلوغ نرسیده‌اند، استثنا کرده است؛ و به زنان اجازه داده که زینت باطن خود را در برابر این گروه آشکار کنند. در این قسمت از آیه‌ی شریفه، همچنین ملاک و معیاری که حجاب زن را ایجاب می‌کند، مشخص گشته است؛ و دلیلی که خداوند زنان را به حجاب امر کرده است؛ همین فتنه‌انگیزی بدن زن است، که باعث تحریک شهوت مردان می‌شود. بدون شک چهره زن موضع فتنه در زن است، و بر همین اساس پوشیدن آن واجب خواهد بود. همچنان که وقتی خداوند می‌فرماید ولا يضربن بأرجلهن ليُعلم ما يُخفين من زينتهن به نحو قیاسی وجوب پوشش چهره آشکار می‌شود،( زیرا در اثر شنیدن صدای خلخال پا، مرد نمی‌تواند بفمهد زن جوان است یا پیر، زیباست یا زشترو، در حالی که فتنه‌ای که از گشودن چهره که موضع حسن و جمال زن است، ایجاد می‌شود، بسیار بزرگ‌تر از فتنه‌ای است که در اثر شنیدن صدای خلخال پای ایشان ایجاد می‌شود-)

و نیز خداوند می‌فرماید:

﴿وَالْقَوَاعِدُ مِنْ النِّسَاءِ اللاتِي لا يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ وَأَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ) سورة النور / ۶۰)

معني: زنان سالخورده که از ولادت ایستاده‌اند، و ایشان را امید نکاح نیست، باکی نیست اگر اظهار تجملات و زینت نکرده، حجاب و پوشش خود از تن بردارند و اگر عفاف و تقوی بیشتر پیشه کنند و حجاب خود بر ندارند، بر ایشان بهتر است.

در اين آيه زنان سالخورده كه اميد به نكاح ندارند، از حكم كلَي حجاب[به شرطی که نیّت تبرج و خودآرایی نداشته باشند] استثنا شده‌اند؛ بنابراین یکی از فلسفه‌های اصلی حجاب مقابله با رسم جاهلی تبرّج است. شک نیست که اگر زنان چهره‌ی خود را در برابر نامحرم آشکار کنند، می‌خواهند چهره‌ی خود را بیارایند و زیباتر سازند، تا مردان را مجذوب زیبایی خود بکنند. این چهره‌نمایی فساد بسیار زیادی را در پشت سر دارد، که دنبالة تبرج جاهلی است و اسلام که مخالفت خود را با تبرج آشکار کرده، پوشانیدن چهره را واجب نموده است.

و نيز خداوند مي‌فرمايد:

﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ. (الأحزاب: ۵۹).

معنی: « ای پیامبر! زنان و دختران خود را و نیز زنان اهل ایمان را بگو که خویشتن را به جلباب فروپوشند؛ این نزدیک تر است به این که(به عفاف) شناخته شوند پس مورد آزار و اذیت قرار نگیرند

در آیه فوق به زنان و دختران پیامبر و نیز زنان مؤمنین امر شده است که خویشتن را به جلباب فروپوشند. «نزدیک کردن جلباب‌ها به خود» در حقیقت کنایه‌ای از پوشش چهره با جلباب است.بنا به عبارت کشاف، لسان‌العرب و فتح‌الباری1 جلباب لباسی‌است که در موقع خروج از منزل، زن سر و صورت را با آن می‌پوشاند.

قال ابن عباس رضي الله عنهما : " أمر الله نساء المؤمنين إذا خرجن من بيوتهن في حاجة أن يغطين وجوههن من فوق رؤوسهن بالجلابيب ويبدين عيناً واحدة " .

ابن عباس رضی الله عنهما گفت: «خداوند زنان اهل ایمان را فرمود که چون به حاجتی از خانه‌ها خارج می‌شوند، چهره‌ها را از بالای سرشان به جلباب‌ها بپوشانند و یک چشم را آشکار کنند.[بر حسب ضرورت دیدن راه و اگر دیدن راه ممکن باشد، حاجت و موجبی برای آشکار کردن چشم نیست

در الفتاوی ابن‌تیمیه نیز آمده است که وقتی آیه سوره احزاب نازل شد و زنان مسلمان به پوشیدن جلباب ملزم گشتند؛ زوجات پیامبر و نیز صحابیات ایشان چهره‌ها را پوشاندند. احکام‌القرآن نیز با تکیه به همین لفظ جلباب، پوشانیدن چهره را بر زنان واجب شمرده است. چنین تفسیری از جلباب در تفسیر بیدوی، تفسیر الجلالین و دیگر تفاسیر نیز آمده است.

خداوند سبحانه و تعالی می‌فرماید:

﴿وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ(الأحزاب: ۵۳).

(معنی): «اگر از آنان چيزی خواستيد آنرا از پشت پرده بخواهيد که اين امر بر قلبهای شما و آنان پاکتر است».

در این جا باید پرسید برای قلوب چه کسانی پاکيزه تر است؟ برای قلوب همسران طاهره نبی الله (صلی الله علیه وسلم) که امهات المؤمنين (مادران مؤمنين) لقب يافته اند؟ يا برای اصحاب کرام رسول خدا که بهترين افراد امت را پس از او تشکيل مي‌دهند؟ پس در مورد قلوب ما در اين زمان و ايام پر از فتنه و فساد چه بايد گفت؟

عايشه رضي الله عنها روايت مي كند كه يكي از زنان اهل مدينه خواسته بود نامه اي به پيامبر عليه السلام تسليم كند- و آن را از پشت پرده به پيامبر داد. ابوداوود ج ۳۳. حديث ۴۱۵۴

مفسرين حديث توضيح داده اند كه وقتي زنان با پيامبر ملاقات مستقيم داشته اند قبل از آيه ي سوره احزاب است. « و هر گاه از زنان او چيزي طلب كنيد از پشت پرده اي بخواهيد كه اين براي دل ها و قلب هاي شما پاك تر است» و از اين حديث فهميده مي شود كه آيه سوره الاحزاب نه فقط از براي زنان رسول خدا بلكه براي تمام امت نازل گرديده است.

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 12:49 توسط لجهت| |